تبلیغات
بی راهه - انگشتر پادشاه

بی راهه

محبوبم! برای رسیدن به آغوش محبتت، ساده ترین راه را نشانم بده.

پادشاه، نگین گران قیمتی داشت. تصمیم گرفت انگشتری از آن بسازد. مجلسی براه انداخت با عده ی زیادی میهمان. 

- ای حکیمان و عالمان شهر! شما را دعوت کردم تا جمله ای پیشنهاد کنید برای نقش این انگشتر، که هر گاه به آن نگاه کردم، اگر شاد بودم از غفلت بیرون بیایم و اگر غمگین بودم، اندوه از وجودم بیرون رود.

ولوله ای راه افتاد. هرکس چیزی می گفت. تا ...

نوبت به پیر فرزانه شهر رسید.

- ای پادشاه! این جمله را نقش انگشترت کن: این نیز بگذرد!

****

حضرت علی (علیه السلام)دنیا خانه گذر است نه جاى ماندن، و مردم در آن دو كس‏اند: مردى كه وجودش را به گناه فروخت و خود را هلاک كرد و مردى كه خود را به طاعت خرید و آزاد نمود.

 

وَ قَالَ (علیه‏السلام): الدُّنْیَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ وَ النَّاسُ فِیهَا رَجُلَانِ رَجُلٌ بَاعَ فِیهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا

(نهج البلاغه، حکمت 133)


نوشته شده در یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 03:54 ق.ظ توسط علی فیروزه چی نظرات | |

Design By : Pichak