تبلیغات
بی راهه - پسرکم! تمام وجودم!

بی راهه

محبوبم! برای رسیدن به آغوش محبتت، ساده ترین راه را نشانم بده.

«از: پدری که دیر یا زود، رفتنی است. عمرش را کرده و در این آمدن و رفتن، تسلیم دنیا شده است. خانه اش، خانه همانهاست که مرده اند و فردا روزی، بار سفر از آن را خواهد بست.

به: فرزندی که سرش پر از آرزوست، آرزوهای دست نیافتنی. در جاده ای قدم می زند که به دره هلاکت می رسد. تیرهای مصیبت و مریضی پی در پی به سمتش نشانه می روند. جانش در گرو روزگار است. بنده دنیاست و کالای تجارتش فریب. هم پیمان دل مشغولی هاست و  همراه غم ها. زمین خورده خواسته هایش است و جانشین رفتگان.»

پدر نگران جوانش است مثل هر پدر دلسوزی و این گونه ادامه می دهد:« پسرکم! تو بخشی از وجود می اما نه! تو همه وجود می آنقدر که اگر مصیبتی به تو رسد، به من رسیده است و اگر مرگ به سراغت آید، به سراغ من آمده است. پس آنچنان که به فکر خودم هستم، به فکر تو و کارهایت افتادم و  از این نامه کمک گرفتم برای گفتن حرف های دلم به تو، چه باشم در کنارت و چه نباشم.»

 علی (علیه السلام) نگران  فرزند جوانش، حسن (علیه السلام) است، دست به قلم می شود ودر همان مسیر بازگشت از جنگ نامه ای برای فرزندش می نویسد.

و چه جملات تلخ و گزنده ای! آنهم در شروع نامه به یک جوان.

چرا اینقدر رک!؟ چرا اینقدر صریح!؟  حضرت یکراست  رفته اند سراغ مرگ و مردن و مریضی ومصیبت و  ...، پس تکلیف روحیه لطیف جوان چه می شود؟ روش تربیتی ما در برخورد با جوان چگونه است؟

جواب این سوال با شما. اما من یاد این شعر  از خانم کاشانی افتادم:

... نوجوانی سپری  گشت به بازی، به فراغت، به نشاط

فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات

بعد از آن باز نفهمیدم من ، که چه سان عمر گذشت

لیک گفتند همه: « که جوان است هنوز، بگذارید جوانی بکند، بهره از عمر برد کامرانی بکند

بگذارید که خوش باشد و مست، بعد از این باز ورا عمری هست.»

یک نفر بانگ برآورد: « از هم اکنون باید فکر فردا بکند.»

دیگری آوا داد: «که چو فردا بشود، فکر فردا بکند.»

سومی گفت:« همان گونه که دیروزش رفت، بگذرد امروزش، همچنین فردایش»

با همه این احوال، من نپرسیدم هیچ که چه سان جوانی بگذشت.

...    

 ** مطالب نقل شده از حضرت علی (علیه السلام)، ترجمه نسبتا آزاد از نامه 31 نهج البلاغه است.**   
نوشته شده در دوشنبه 24 مرداد 1390 ساعت 03:13 ق.ظ توسط علی فیروزه چی نظرات | |

Design By : Pichak