تبلیغات
بی راهه - خون قلبش را داد تا ...

بی راهه

محبوبم! برای رسیدن به آغوش محبتت، ساده ترین راه را نشانم بده.

نزدیکشان شد، سوار بر اسب. نفسش را با قدرت تمام بیرون داد:
ای مردم! گوش کنید، عجله نکنید تا موعظه تان کنم، بخاطر حقی که برگردن من دارید.

************
جمع شده بودند، ایستاده و منتظر. تا فرمان بیاید و حمله کنند با شمشیر و نیزه و تیر و سنگ و .... می خندند و  هلهله می کنند تا صدای او به گوششان نرسد. و او به حق آنها بر گردنش فکر می کرد ...

************
خودتان معرفی ام کنید، من کی ام!؟ وجدانتان را قاضی کنید و جواب بدهید: آیا کشتن من و بی حرمتی به خانواده ام برای شما حلال شده است!؟ آیا من فرزند دختر پیامبرتان نیستم و پسر وصی او و پسر عمویش، همان که اولین مومن به خدا و رسولش بود!؟ آیا حمزه سیدالشهدا عموی پدرم نبود!؟ آیا جعفر طیار عموی من نبود!؟
آیا این کلام پیغمبر به شما نرسیده است که «این دو، آقای جوانان اهل بهشتند»!؟
اگر این حرف را قبول ندارید، از صحابه پیامبر بپرسید. از جابر بن عبدلله انصاری بپرسید یا از ابا سعید خدری یا سهل بن سعد ساعدی یا زید بن ارقم یا انس بن مالک. این ها هنوز زنده اند و به شما خواهند گفت که چه از پیامبر شنیده اند.

************
وقتی حلال و حرام لقمه ها معلوم نباشد، پلک چشم ها بی موقع پایین می آید و راه
گوش ها بسته می شود. شمر نعره زد: او فقط در حرف خدا را می پرستد...
حبیب غرید، و نعره شمر چون وز وز مگسی خاموش شد.


************
آیا کسی از شما را کشته ام!؟ یا اموالتان را نابود کرده ام!؟
یا قصاصی بر عهده ام است!؟ چرا برای کشتن من، پشت به پشت هم داده اید!؟


************
حرف ها بیشتر شد و همهمه ها!؟ «دل ها سنگ شده بود، نه! بلکه سختر،  که بعضی سنگ ها، در برابر قطرات زلال آب، کم می آوردند و چشمه ای از درونشان می جوشد، بعضی از سنگ ها در برابر عظمت خدا از قله ها فرو می افتند»1، اما دل های این ها ...

************
او به حق آنها بر گردنش فکر می کرد...

... فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ‏ مُهْجَتَهُ‏ فِیكَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ.. 2
... حسین (علیه السلام)، در دعوت مردم، حجت را تمام کرد و جای هیچ عذری باقی نگذاشت و خالصانه تا می توانست برایشان خیر خواهی کرد و خون قلبش را در راهت بخشید تا بندگانت را نجات دهد از تاریکی جهل و حیرت گمراهی ...



پاورقی:

(1) سوره بقره، آیه 74

(2) زیارت اربعین 



نوشته شده در شنبه 16 دی 1391 ساعت 04:03 ب.ظ توسط علی فیروزه چی نظرات | |

Design By : Pichak