تبلیغات
بی راهه - پشیمان نشوی!

بی راهه

محبوبم! برای رسیدن به آغوش محبتت، ساده ترین راه را نشانم بده.

اسکندر مقدونی با لشکرش می رفت، در شبی تاریک، بی مهتاب و ستاره. به بیابانی رسیدند. اسکندر، دستور  توقف داد.
 - تا می توانید کوله بارهایتان را پر کنید از سنگریزه های این بیابان. ولی بدانید چه  زیاد بار بردارید و چه کم و چه اصلا باری برندارید، پشیمان خواهید شد!
چه گفت!؟ شاید خسته راه است و نمی فهمد چه می گوید! همهمه شروع شد.
نزدیک های صبح که خورشید برای کار روزانه اش راه افتاده بود، کم کم همه چیز روشن می شد.
به جای تعجب و ناراحتی های دیشب، پشیمانی در چهرها و ناله ها موج می زد.
  چشم ها خیره شده بودند به کوله های پر شده ی دیشب. برق طلا و جواهر لحظه به لحظه بیشتر می شد.
سنگریزه ها، همه طلا و جواهر بودند. 
باربرداشته ها، چه زیاد و چه کم، تاسفشان بر گوشه هایی از خورجین و جیبشان بود که خالی مانده بود و بی بارها، حیران و ناراحت بر سر خود می زدند و حسرت می کشیدند ...

*******
 

«هر چیزی حدّی دارد. روزه واجب، حدش ماه رمضان است. نماز، حدش معلوم است. برای همه چیز در دین حدّ و مقداری تعیین شده است جز ...
خدا برای یاد خودش حدّ تعیین نکرده است: اذکرالله ذکرا کثیرا...»
امام صادق (علیه السلام)، در جمع یارانشان بودند و مجلس وعظ برپا.
- پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: یکی از حسرت های بهشتیان در روز قیامت ...
- مگر اهل بهشت هم، حسرت می خورند؟
- بله، حتی بهشتیان هم، حسرت می خورند. مگر نمی دانید، یکی از نام های قیامت «یوم الحسرة» است!؟
- مولای من، حسرت بهشتیان بخاطر چیست؟

- یکی از حسرت های بهشتیان، بخاطر لحظاتی است که از یاد خدا غافل شدند.








نوشته شده در شنبه 12 اسفند 1391 ساعت 04:41 ب.ظ توسط علی فیروزه چی نظرات | |

Design By : Pichak